تو فقط باش

تو با من باش
من دست همه اتفاق ها را میگیرم
که نیفتد.
عاشقانه

تو با من باش
من دست همه اتفاق ها را میگیرم
که نیفتد.

می شود در همین لحظه
از راه برسی و
جوری مرا دراغوشت بگیری
که حتی عقربه ها هم...
جرات نکنند
از این لحظه عبور کنند؟؟؟
و من به اندازه ی تمام روزهای
کم بودنت
تو را ببویم و
در این زمان متوقف
سالها درآغوشت زندگی کنم
بی ترس فردا ها...

درد یعنی...
درد یعنی من ...
درد یعنی من بی تو ...
درد یعنی بغض های خفه شده...
درد یعنی خاطرات شیرین...
درد یعنی هضم نکردن حرف های روز جدایی...
درد یعنی وفا داری من...
درد یعنی هرزگی تو ...
درد یعنی سیگار روشن پوک نزده ...
درد یعنی قفل روی یک اهنگ...
کمر درد، بی اعصابی که درد نیس
درد یعنی تنهایی...

چقدر شیطانند
چشمان تو
وقتی در دنیای نگاهت
رهایشان میکنی از در و دیوار دلم بالا میرود

همه میتونن اسمتو صدا کنن اما...
کم هستند کسانی که وقتی اسمتو صدا میزنن لذت ببری
و با تمام وجود دوست داری در جوابشون بگی
جانم

میان دلتنگی هایم باش تافراموشت نکنم
تا به یاد داشته باشمد
تا بویت را حس کنم
تا بدانم هستی
تمام دنیا قلبمه
دنیا باشه واسه تو
تا بدانی میان ثانیه های دلتنگی هام تو وجود داری
فقط تو

شاید آرام تر میشدم
فقط و فقط
اگر میفهمیدی،
حرف هایم به همین راحت که میخوانی
نوشته نشده اند

سلول انفرادی میخواهم
از جنس آغوشت
دیوار هایش چنان نزدیک
که انفرادی اش حس نشود
زندانبان خوبی باشد
قفل کردی کلیدت را قورت بده
ترسی از تشنگی و گرسنگی نیست
چشم ها و لب هایت را دارم
فقط
سهم هر روزه ام را کم نکن

آرام آرام میبوسمت
انقدر که لب هایم ،روی تمام اندامت جا بماند
بذار بدانند اغوش تو
تنها
قلمروی من است

حس قشنگیه وقتی میشی محرم دل یکی..
یکی که بهش اعتماد داری..
بهت اعتماد داره ..
از دلتنگی هاش برات میگه..
از دلتنگی هات براش میگی..
اروم میشه..
اروم میشی..
حسی که هیچ وقت به تنفر تبدیل نمیشه..
این حس مثل قطره های باران پاکه..